محمد مهريار
325
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
شهرستان فريدن كه برحسب مذكور در نشريهء شمارهء 289 آمار ايران و در سرشمارى سال 1345 آنها را جزو دهستان چناررود فريدن بهحساب آوردهاند . اما چشمندگان بزرگتر كه به صورت مطلق « چشمندگان » استعمال مىشود 165 نفر جمعيت دارد و پس از آن از نظر جمعيت چشمندگان عليا است ، كه آن هم در همين ناحيت واقع است ، و 115 نفر جمعيت دارد و از اين دو كوچكتر چشمندگان سفلى است كه فقط 64 نفر جمعيت دارد . راجع به جامعهشناسى ناحيت فريدن و ديههاى آن به تفاريق و در جاهاى مناسب صحبت كردهايم و مشروحتر در ذيل واژهء فريدن خواهد آمد ، اينجا همينقدر بگوييم كه ناحيت فريدن از لحاظ جامعهشناسى روستايى در سطح عالى قرار ندارد . ديهها كوچك و بزرگ ، شكل ناپسند و نامطلوب و ويرانه دارد . ساختمانهاى گلى و خشتى و ديوارهاى گلى و خارهاى خشك بر سر ديوارها براى جلوگيرى از خرابى و كثرت بارندگى اصلا و ابدا منظرهء دلچسبى ندارد . از اين پيش كه ناحيهء فريدن سردتر بود و بارندگى بيشتر ، اين صورت در ديهها بيشتر ديده مىشد . اين روزها در ديهها ، اينسو و آنسو ، ديوارهاى آجرى و طاقهاى آهنى ، حداقل مدرسه و مسجدى كه شايد در بسيارى ديهها هم يگانه و منحصربهفرد باشند ديده مىشود و اين بدان معناست كه شهرگرايى و غربىشدن به اين ناحيت راه پيدا كرده است . واژهشناسى : اما آنچه در اين مورد براى ما اهميت دارد همين نام بسيار قشنگ اين ديه است . از تركيب واژه روشن و آشكار پيداست كه از سه جزء « چشم + ند + گان » تركيب شده است كه در واقع صورت تخفيف يافتهء « چشمه + مند + گان » است . و الا نام محل نمىتواند هيچ ارتباطى با چشم داشته باشد ولى با چشمه ارتباط مستقيم دارد و دهستان فريدن تا پيش از خشكسالى اخير با چشمه مشروب مىشد . جزء دوم پسوند علاقه و دارايى است مثل دولتمند ، دانشمند و بسيارى ديگر . در حقيقت حرف « م » در جزء اول واژه ( چشمه ) ، با جزء دوم « مند » حالت ادغام پيدا كرده است . جزء سوم « گان » همان پسوند است كه در امثال « مهرگان » و بسيارى ديگر داريم . گويى در اين محل چشمهء بسيار بوده است و آنجا را « چشمندگان » خواندهاند . چغاخور - چغاگلى